محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6212

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىپيوست تركان هزيمت شدند و بغداديان به تعقيبشان رفتند تا به اردوگاهشان رسيدند و بازارشان را كه آنجا بود غارت كردند و يك زورق آنها را به نام حديدى كه از آتش اندازى آفت بغداديان بود كوفتند و هر كه در آن بود غرق شد . دو كشتى نيز از آنها گرفتند . تركان به فرار راه خويش گرفتند و سر چيزى نداشتند . همين كه سرى مىآوردند وصيف و بغا مىگفتند : « به خدا وابستگان نابود شدند ، بغداديان تا روذبار تعاقبشان كردند ، ابو احمد بن متوكل ايستاده بود و آنها را پس مىزد و مىگفت كه اگر باز نروند چيزى از آنها نمىماند . » و آن قوم تا سامرا تعاقبشان مىكنند كه راه بازگشت گرفتند ، و بعضى از آنها باز ماندند . عامه به سر بريدن مقتولان پرداختند . محمد بن عبد الله به هر كه سرى مىآورد ، طوق مىداد و جايزه ميداد . و چون اين بسيار شد آثار ناخوشدلى در چهرهء تركان و وابستگان ياران بغا و وصيف نمودار شد . پس از آن از باد جنوب غبارى برخاست و دود از آنچه مىسوخت بالا گرفت . ( 335 علمهاى حسن پسر افشين با علمهاى تركان بيامد ، پيشاپيش آن يك علم سرخ بود كه يكى از غلامان شاهك از تركان گرفته بود و از ياد برده بود كه آن را واژگون كند و چون كسان علم سرخ و جمع را از پى آن بديدند پنداشتند كه تركان به مقابلهء آنها باز آمده‌اند و هزيمت شدند ، يكى از آنها كه مانده بود خواست ، غلام شاهك را بكشد كه او بدانست و علم را واژگون كرد . تركان به اردوگاه خويش بازگشتند و هزيمت بغداديان را ندانستند ، آنها نيز شجاعت نمايى كردند ، و دو گروه از مقابل همديگر برفتند . خبر نبرد ابو السلاسل با مغربيان در اين سال ابو السلاسل نمايندهء وصيف در ناحيهء جبل به نام نصر سهلت با